موش شیری

امروز لکه ای شیر 

بر روی میز دیدم

توی خیالم ان را

یک موش ریز دیدم

        لبخند

دادم به موش شیری

یک تکه از پنیرم

می خواستم برایش

یک لقمه هم بگیرم

        خنده

او تازه داشت با من

نان و پنیر می خورد

مامان رسید و او را

با دستمال خود برد

        ناراحت

/ 3 نظر / 15 بازدید
NextHoliday.ir

وبلاگ جالبی دارین. به ما هم سر بزنید اگه خوشتون اومد یه رای مثبت تو جشنواره وب هم بهمون بدین. ممنون

پریسا

بدو که آپدیت کردم هوارتا. یادت نره بیای[قلب]

سپیده

خیلی شعرقشنگ واشتهاوری بود[نیشخند]